استاد رسول جعفريان به تازگي کتابي ارزشمند از يک نويسنده کازروني(قرن هفتم هجري) را تصحيح و منتشر کرده اند. اين اثر ارزشمند علاوه بر معرفي بهاءالدين کازروني، نقش کازروني ها در سيره نويسي را پررنگتر از پيش مطرح مي نمايد. مشخصات کتاب چنين است:
سيره نبوي (روايت داستاني)
تاليف: ابوالحسن بکري
ترجمه و نگارش: بها الدين کازروني(قرن هفتم)
تصحيح: رسول جعفريان
تاريخ چاپ : 1388
ناشر: نشر علم، 850 صفحه
مصحح محترم در مقدمه اين کتاب ارزشمند که ترجمه اي فارسي از ذروه العليا في سيره المصطفي (از قرن هفتم)است آورده اند:
سيره نويسى فارسى در قرن هفتم و هشتم هجرى
بجز ترجمه شَرَف النّبى (ص) كه اصل آن از ابوسعيد خرگوشى است و در قرن ششم توسط نجم الدين محمود بن محمد بن على راوندى در سال 559 به فارسى درآمده (و محمد روشن آن را چاپ كرده است)، چندين متن فارسى، بيشتر به صورت ترجمه تا تأليف، در باره سيره نبوى در اختيار داريم كه مربوط به دو قرن هفتم و هشتم هجرى است.(1) اين آثار به طور عمده در استان فارس، از ابرقو تا شيراز و كازرون نوشته شده است و تا آنجا كه آگاهيم هنوز تحقيق جدى در باره سير نگارش اين آثار و ارتباط آنها با متون عربى كهن يا معاصر و نيز آثار فارسى تأليف شده در نقاط ديگر ايران، يا به عبارتى حوزه فارسى زبان، صورت نگرفته است. نام شمارى از اين آثار را در فهارس نسخ خطى مىشناسيم و بايد توجه داشته باشيم كه برخى از آنها بيش از اين كه در ايران دوره صفوى مورد استفاده قرار گيرد، در ميان فارسى زبانان آناتولى و احيانا شبه قاره مورد توجه قرار گرفت. دليل عمده اين نكته آن بود كه آثار ياد شده بر پايه نگاه تسنّن نوشته شده و طى قرون دهم به بعد چندان مورد توجه فارسى زبانان ايران شيعى عهد صفوى قرار نگرفت. خواهيم ديد كه كتاب ذروه دست كم در يك مورد تحرير صفوى اما شيعى يافت. برخى از آن آثار را على سبيل المثال چُنين مىتوان ياد كرد:
سيرت رسول الله (ص) ترجمه آزادى از سيره ابن هشام توسط رفيع الدين اسحاق بن محمد همدانى قاضى ابرقو كه ميانه سالهاى 582 - 623 به فارسى درآمده و به بهترين صورت توسط مرحوم استاد اصغر مهدوى در دو مجلد در سال 1360 به چاپ رسيد. اين متن به مقدار زيادى به سيره ابن هشام نزديك بوده و به همين دليل، از بُعد تاريخى در حد همان ابن هشام يا نزديك به آن قابل اعتماد است.
خلاصه سيرت رسول الله (ص) يعنى خلاصه همان كتاب پيشگفته كه در قرن هفتم هجرى توسط شخصى به نام شرف الدين محمد بن عبدالله بن عمر تلخيص شده و به مقدار يك سوم اصل سيرت رسول الله است. اين كتاب تنها بر اساس يك نسخه كه در كتابخانه سليم آقا در استانبول بوده، توسط اصغر مهدوى و مهدى قمى نژاد به چاپ رسيده است.(2)
سِيَر كازرونى ترجمهاى از يك اثر عربى در سيره نبوى دانسته شده است كه به نام المُنتقى فى سيرة المصطفى (ص) ناميده مىشده است. اين اثر را المنتقى فى سير مولد النبى المصطفى (ص) و به اختصار مولد النبى (ص) نيز ناميدهاند. مؤلف آن سعيد الدين محمد بن مسعود كازرونى (م 758) فردى شناخته شده و شرح حال وى در شد الازار و همين طور الدرر الكامنه ابن حجر آمده است.(3) شرحى در اين باره را در ترجمه اين المنتقى كه با عنوان نهاية المسؤؤل فى رواية الرسول توسط عبدالسلام بن على بن حسين ابرقويى چاپ شده است مىتوان ملاحظه كرد.(4)
اين اثر يعنى سير عفيفى ترجمه ديگرى هم دارد كه نسخههاى متعددى از آن در كتابخانهها (و بيشتر در استانبول) برجاى مانده است. اين ترجمه از فرزند مؤلف با نام عفيف الدين محمد بن مسعود كازرونى است كه آن را در سال 760 يعنى دو سال پس از درگذشت پدر در شيراز به انجام رسانده است. طبعا به نام وى سير عفيفى نامبردار شده است.
منزوى در مدخل ترجمه مولود المصطفى(5) شرحى در باره اين كتاب داده است. بر اساس آن شرح، اين كتاب - برخلاف كتاب فعلى ما - يك روال تاريخى دارد و در چهار قسم، يك دوره سيره نبوى است. از اين كتاب نسخههاى متعددى در دست است و استورى (2/779 - 780) شرحى در باره نسخههاى آن به دست داده است. بر اساس همان مأخذ، از اين كتاب چند ترجمه تركى نيز صورت گرفته و اين نشان از اعتبارى است كه كتاب ياد شده در آناتولى داشته است.
نسخهاى از ترجمه فارسى اين كتاب به شماره 3826 در كتابخانه ملك (فهرست: 2 / 144) موجود است كه در سال 899 كتابت شده است.)
به هر روى از اين دست آثار فراوان است. يكى از آنها با نام زلال الصفا فى أحوال المصطفى (ص) نسخههايى در استانبول و روسيه دارد.(6) اين اثر توسط ابوالفتح محمد بن احمد كارتانى (؟) براى ابوالنصر ديباج بن فيلشاه فرمانرواى گيلان در حوالى سال 700 نوشته شده است.
آثار احمدى نمونهاى از روايت سيره نبوى به سياق عقايد شيعى است كه احمد بن تاجالدين استرآبادى آن را در اوائل قرن دهم و بر اساس متونى چون روضة الاحباب كه آن نيز اثرى در سيره از جمال الدين عطاء الله دشتكى است (و گويا تأليف در 903) نوشته است. به هر روى، داستان فارسى نويسى تاريخ صدر اسلام به ويژه سيره نبوى، داستانى طولانى است. اكنون به سراغ كتاب خودمان برويم.
ترجمه ذُِروَة العُليا فى سيرة المصطفى (ص)
در ادامه آثار پيشگفته، مىبايست اثر حاضر را مورد توجه قرار داد. آنچه از مقدمه اين اثر بر مىآيد، آن است كه اين كتاب، ترجمه كتابى با نام ذروة(7) العليا است كه گويا تاكنون نسخهاى عربى از آن شناسائى نشده است؛ اما به هر حال، بر اساس آنچه در مقدمه و مطاوى كتاب آمده، بايد بپذيريم كه اصل عربى داشته و چنان كه در ادامه خواهد آمد، متعلق يا منسوب به ابوالحسن بكرى بوده است. در مقدمه كتاب چنين مىخوانيم:
اما بعد؛ بدان كه بنده كمينه گنهكار بهاء الّدين كازرونى گويد كه چون به مطالعه كتاب ذروة العليا فى سيرة المُصطفى - عليه الصّلاة و السّلام - موفق شدم، در خاطرم بازديد شد كه از زبان تازى به زبان فارسى آورم تا مردمانى كه زبان تازى نمىدانند بدان منتفَع شوند و بدانند كه مصطفىصلى الله عليه وآله و حضرت علىعليه السلام واصحابه... چه مجاهده كشيدهاند تا ما به آسانى كلمه شهادت مىگوييم.
بر اساس اين مقدمه، نام نويسنده آشكار نيست، اما نام مترجم بهاءالدين كازرونى است است كه اطلاعى از وى در دست نداريم. منزوى نوشته است كه بر اساس آنچه در شرح نسخه آن در فهرست سپهسالار و اياصوفيه آمده، مؤلف بهاءالدين كازرونى است اما ... ...
(ادامه مطلب را در اينجا ببينيد)