![]() |
![]() |
|
| نو یافته ها و یادداشت های کازرون ﭘﮋوهي |
|
شاهنامه سند هويت ما ايرانيان است و كشف و شناسايي هر برگ و نسخة كهنش ارزش ويژهاي براي پژوهشهاي شاهنامهشناسي دارد. كهنترين نسخه دستنويس شاهنامه نسخهاي است به تاريخ 614 قمري و متعلق به كتابخانة فلورانس ايتاليا. پس از آن هم نسخة موزة بريتانيا با تاريخ 675 قمري كه نسخة اساس شاهنامة چاپ شوروي بوده است. يعني تاكنون از زمان مرگ فردوسي(416 ق) تا حدود دويست سال بعد هيچ نسخهاي از شاهنامه شناسايي نشده است. اما يكي از نسخههاي زيبا و ارزشمند و كهن شاهنامه هم در سال 741 قمري به سفارش ارغون شمسي كريمي كازروني(احتمالا ارغون بن شمسالدينبن كريمالدين) نوشته شده است. اين نسخه كه با خط محمدبن محمدبن محمد كيشي كتابت شده، اكنون در دارالكتب قاهرة مصر به شمارة 6006 س نگهداري ميشود. تصوير رنگي صفحات اول و آخر اين نسخه، در كتاب: آثار ايران در مصر (سيدمحمدباقر نجفي، 1987، آلمان، صفحة 474- 475) منتشر شده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 7:51 توسط عمادالدين شيخ الحكمايي |
|
|
امروز روز ملی" اسناد" است. و هر سال سازمان اسناد ملی (یا بهتر بگویم سازمان اسناد و کتابخانه ملی) نمایشگاهها و مراسم و مصاحبه هایی انجام می دهند و این روز را بزرگ می دارند. سازمان اسناد در کشور ما نوپاست(تأسیس دهه پنجاه شمسی). و به همین دلیل از نمونه های اسناد کهن در این سازمان کمتر نمونه ای موجود است. علاوه بر اسناد ادارات و وزارتخانه ها و سازمانها که طبق قانون پس از انقضای مدتی محدود به این سازمان سپرده می شود, اسنادی نیز از سوی افراد و مجموعه داران به سازمان فروخته و یا هدیه می شود. اما جالب است بدانیم که تا پیش از پیداشدن پاره سندی مورخ 726ق در چندسال اخیر, کهنترین سند این سازمان فرمانی صادرشده از سوی بقعه شیخ ابواسحاق کازرونی, مورخ 826 قمری بود. این سند ارزشمند که نشان از عظمت و قدرت سلسله مرشدیه در آن قرن دارد و در نوع خود منحصر به فرد و شبیه به اسناد حکومتی آن دوره است توسط استاد ایرج افشار در مجله آینده و نیز به صورت ضمیمه کتاب فردوس المرشدیه منتشر شده است. فرمانهاي صادره از بقعه شيخ ابواسحاق كازروني از چنان اهميتي در بررسيهاي تاريخي برخوردارند كه در سالهاي اخير موضوع چند مقاله و یک پاياننامه در دانشگاه بن آلمان بوده است. نمونه دیگری از این اسناد را پیشتر جناب ابوالعلا سودآور از مجموعه شخصی خویش در آمریکا منتشر کرده و تصویر آن را از سر لطف برایم ارسال کرده بود. سال گذشته نیز دوست ارجمندم آقای دکتر عثمان غازی اوزگودنلی کپی نمونة دیگری از این اسناد را که در آرشیو ایاصوفیه یافته بودند در اختیارم قرار دادند. این سند مورخ سال 829ق است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:56 توسط عمادالدين شيخ الحكمايي |
|
|
کمبی یکی از بنادر مهم ایالت گجرات هند است. در این شهر دو بنای منحصر به فرد و شاخص متعلق به قرن هشتم هجری وجود دارد. یکی مسجد جمعه (ساخته725ق) و دیگری آرامگاه کازرونی. بنای آرامگاه, متعلق به یکی از تاجران بزرگ هند به نام عمربن احمد کازرونی, متوفای 734 و همسرش بی بی فاطمه است. ابن بطوطه از او را با لقب "ملک التجار" یاد کرده است. وی در دوران سلاطین تغلق منصبی حکومتی نیز داشته و چون نامزد سمت وزارت می شود در توطئه ای توسط وزیر وقت(خواجه جهان) و به دست چند هندو به شهادت می رسد. در باره این بنا و جنبه های معماری آن تحقیقات فراوانی انجام شده است. آخرین پژوهش مفصل در این باب توسط خانم دکتر الیزابت لمبرن صورت گرفته است. وی از این بنا به عنوان"یکی از باشکوهترین و بلندپروازانه ترین پروژه های معماری" و "نقطه عطفی" در معماری آن دوره یاد می کند و تأتیر معماری این بنا بر بسیاری از بناهای مهم هند را نشان می دهد. این مقاله توسط خانم لیلا عدالت ترجمه شده و در دفتر چهارم کازرونیه منتشر خواهد شد. (عکسهای بنا طلبتان) |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:6 توسط عمادالدين شيخ الحكمايي |
|
|
مولف کتاب, دوست ارجمند و همشهری گرامی جناب دکتر کرامت الله زیاری، استاد دانشگاه یزد و متخصص برنامه ریزی شهری است. اثر حاضر در واقع پایان نامه کارشناسی ارشد ایشان است که با برخی اطلاعات و آمار سال 1375 بازبینی شده است. بررسی تخصصی موضوع کتاب(برنامه ریزی شهری) را به متخصصین این عرصه وا می نهم و در این نوشته کوتاه در باب منبعشناسی و روش پژوهش و نیز برخی مسایل تاریخی نکاتی را یادآور شوم: 1. بدیهی است شناخت پیشینه شهر و منطقه نقش بسیار مهمی در برنامه ریزی های نوین دارد . به همین دليل بخشی از کتاب با عنوان "پیشینه تاریخی شهر و ناحیه" در فصل دوم کتاب و بخش عمده ای از همان مطالب در فصل چهارم به تکرار گنجانده شده است اما متاسفانه در این بخش از بسیاری از منابع مهم مربوط به کازرون اصلا استفاده نشده و برای مطالب ارائه شده در مواردي مأخذی ذکر نشده است . این امر از ارزش علمی این اثر می کاهد . از سوی دیگر به نظر می رسد از زمان انجام این پایان نامه(حدود سال70) تا زمان انتشار آن غير از آمار 75 به هیچ منبع جدیدی مراجعه نشده است. 2. متأسفانه اطلاعت کتابشناسی در بیشتر موارد ناقص و یا نادرست است. در استفاده از منابع تاریخی نیز سهل انگاری آشکاری دیده می شود. به عنوان نمونه برخی را یادآور می شوم: نام مولف کتاب شهر سبز در تمام موارد و حتی در کتابنامه علینقی بهروزی ذکر شده است. نه محمدجواد بهروزی. نام محمودبن عثمان مولف کتاب فردوس المرشدیه به صورتهای ابنعثمان و محمدبن عثمان آمده است. نام استاد ایرج افشار مصحح کتاب فردوس نیز به غلط به عنوان مترجم ذکر شده است. در پانویس ص 16 از " مطالعات کشاورزی و آبیاری منابع آب کازرون " توسط مهندسین مشاور سابراکو نام برده شده است. در بخش کتابنامه این منبع نیامده است و روشن نیست آیا کتابی چاپ شده است یا مقاله یا چیز دیگر. این مشکل در باره برخی منابع دیگر هم وجود دارد. از جمله پانویسهای صفحات 23/ 50 / 58/ 103/ 186 / اطلاعات کتابشناسی فارسنامه ابنبلخی ناتمام و نادرست است(نام ناشر و سال چاپ را ندارد). این کتاب هیچگاه توسط دکتر دبیرسیاقی تصحیح نشده است. در پاورقی ص89 نام مولف ناتمام و نام مقاله اصلا ذکر نشده است.(در کتابنامه نیز به همین شکل تکرار شده است.) نام میرزا حسن فسایی به غلط به صورت آقاجانی فسایی(ص103) و تاریخ تألیف آن(چاپ1313ق) به غلط حدود 200 سال ذکر شده است. در ذیل ص 105 از جناب آقای آمالی و اطلاعات وسیعی که در اختیار مولف قرار دادهاند یاد شده است. بدیهی است این روش ارجاع نادرست است و لازم بود در ذیل تمام مواردی که مطلبی از ایشان نقل شده است نام ایشان به عنوان منبع یاد شود. این نکته نیز قابل یادآوری است که فهرست منابع و مآخذ یعنی جمع تمام زیرنویسها و منابع مورد استفاده مولف. اما در اثر حاضر بسیاری از منابع در کتابنامه نیامده است. 3. متأسفانه بخش قابل توجهی از اطلاعات کتاب بویژه اطلاعات تاریخی نادرست است. برای نمونه: از "آخورک" به عنوان نام محلی در ناحیه و شهر کازرون یاد شده است (ص 50), مأخذ مطلب یادشده در باره سکه ضرب شیخ ابواسحاق ناتمام و نادرست است. نام مولف مقاله عبدالله عقیلی است نه ایرج افشار. سکه های یادشده نیز هیچگاه در اختیار ایرج افشار نبوده است. در زیرنویس صفحه 98 آمده است: هنوز اهالی کازرون محله قرار شیخ را " گنجخانه" می نامند. ظاهرا منظور ایشان "مزار شیخ" و حوض گنج آباد بوده است؟ نمی دانم در سال 909قمری سلطان مراد عثمانی در کازرون چه می کرده است؟ البته منظور ایشان شاه اسماعیل صفوی بوده است. در ص 35 بدون ذکر مأخذ و دلیلی ذکر شده است که پیش از اسلام قنوات خیرات و مرشد آباد و علی آباد و رضا آباد و .... در کازرون وجود داشته است؟! بلافاصله بدون ذکر حتی یک مورد ذکر شده است که پس از اسلام 21 قنات در کازرون وجود داشته است. مولف محترم در صفحه 95 نوشته اند: "نتیجه ای که از این سخن می توان گرفت این است که قبل از قرون 4و5ق کازرون دهی مختصر و کوچک بوده است و از ده نورد، راهبان و شهر کهنه یا بلدالعتیق تشکیل می شده است". عجبا که یک ده کوچک بخشی به نام شهر کهنه داشته است. البته مولف محترم در چندجای دیگر به شهر معظم کازرون توسط بهرام گور و فیروز و قباد ساسانی اشاره کرده اند. (ص30 و 93) در ص 95 جمله ای از فردوس المرشدیه تحریف شده و به تبع آن برداشت شده است که منطقه نورد همان بلدالعتیق است. شماره صفحه ارجاع نیز نادرست آمده است. اگرچه کار انتشار کتاب مدتها به طول انجامیده است اما لازم مینمود تا مطالب در هنگام چاپ روزآمد شود تا اطلاعات کهنه به مستندات تاریخی برای آیندگان تبدیل نشود. برای نمونه در پانویس ص 133 ذکر شده است مجتمع فرهنگی خیابان قدمگاه در حال احداث است. درحالی که این مرکز رسما در سال 1377 افتتاح شده است. این هم چند نکته بدون شرح: مولف محترم در صفحه 87 نوشته است: "در دوره هخامنشیان! ... در دشت کازرون تنها شهری به نام بیشابور!؟ وجود داشته است". "دشت شاپور از سمت شمال به بین النهرین و شوش و تیسفون ... و از غرب به دریا راه داشته است"؟!. " 65 رباط (در معنی کاروانسرا آورده شده) در کازرون و اطراف آن(در قرن 4و5) وجود داشته است". و بلافاصله نوشته اند: این کاروانسراها بر اثر گسترش روابط ایران و اروپا !؟ و دیگر ممالک در کازرون به وجود آمده اند 4. اغلاط تایپی متن هم کم نیست مثل: شاخمره به جای شاه حمزه (ص106) و بازار ابافت به جای ابافتح (در ص8و112) یا ابن حوفل به جای حوقل و ... 5. نداشتن فهرست اعلام برای دستیابی راحتتر به مطالب کتاب از معایب دیگر کتاب است. در پایان ضمن تأكيد بر اين نكته كه نوشته حاضر تنها حاصل تورقي كوتاه در بخش پيشينه تاريخي شهر است، امیدوارم در مباحث تخصصی کتاب چنین خطاهایی رخ نداده باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 11:30 توسط عمادالدين شيخ الحكمايي |
|
|
امروز صبح(دوشنبه 4/2 85) به تشییع دوست تازه درگذشته, شادروان سید عبدالله عقیلی رفتم. ایشان از سکه شناسان و عتیقه شناسان برجسته کشور و از خاندان متولیان حضرت عبدالعظیم ری بودند. دو کتاب ارزشمند دارالضربهای ایران در دوره اسلامی, (بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار, 1377) و تاریخ آستانه ری(موسسه فرهنگی دارالحدیث, 1380) و مقالات بسیار در مجلات معتبر داخلی و خارجی حاصل زندگی علمی ایشان بود. در چند سال گذشته ایشان مجموعه ای ارزشمند از اسناد, نسخه ها و مهرهای مجموعه خویش را به موزه آستان مقدس ری اهدا کردند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 10:22 توسط عمادالدين شيخ الحكمايي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|