تبليغاتX
كازرونيه-1
نو یافته ها و یادداشت های کازرون ﭘﮋوهي

 استاد رسول جعفريان به تازگي کتابي ارزشمند از يک نويسنده کازروني(قرن هفتم هجري) را تصحيح و منتشر کرده اند. اين اثر ارزشمند علاوه بر معرفي بهاءالدين کازروني، نقش کازروني ها در سيره نويسي را پررنگتر از پيش مطرح مي نمايد. مشخصات کتاب چنين است: 

سيره نبوي (روايت داستاني)

تاليف: ابوالحسن بکري

 ترجمه و نگارش: بها الدين کازروني(قرن هفتم)

تصحيح:  رسول جعفريان

تاريخ چاپ : 1388

ناشر: نشر علم،  850 صفحه

 مصحح محترم در مقدمه اين کتاب ارزشمند  که ترجمه اي فارسي  از ذروه العليا في سيره المصطفي (از قرن هفتم)است آورده اند:

سيره نويسى فارسى در قرن هفتم و هشتم هجرى‏
بجز ترجمه شَرَف النّبى (ص) كه اصل آن از ابوسعيد خرگوشى است و در قرن ششم توسط نجم الدين محمود بن محمد بن على راوندى در سال 559 به فارسى درآمده (و محمد روشن آن را چاپ كرده است)، چندين متن فارسى، بيشتر به صورت ترجمه تا تأليف، در باره سيره نبوى در اختيار داريم كه مربوط به دو قرن هفتم و هشتم هجرى است.(1) اين آثار به طور عمده در استان فارس، از ابرقو تا شيراز و كازرون نوشته شده است و تا آنجا كه آگاهيم هنوز تحقيق جدى در باره سير نگارش اين آثار و ارتباط آنها با متون عربى كهن يا معاصر و نيز آثار فارسى تأليف شده در نقاط ديگر ايران، يا به عبارتى حوزه فارسى زبان، صورت نگرفته است. نام شمارى از اين آثار را در فهارس نسخ خطى مى‏شناسيم و بايد توجه داشته باشيم كه برخى از آنها بيش از اين كه در ايران دوره صفوى مورد استفاده قرار گيرد، در ميان فارسى زبانان آناتولى و احيانا شبه قاره مورد توجه قرار گرفت. دليل عمده اين نكته آن بود كه آثار ياد شده بر پايه نگاه تسنّن نوشته شده و طى قرون دهم به بعد چندان مورد توجه فارسى زبانان ايران شيعى عهد صفوى قرار نگرفت. خواهيم ديد كه كتاب ذروه دست كم در يك مورد تحرير صفوى اما شيعى يافت. برخى از آن آثار را على سبيل المثال چُنين مى‏توان ياد كرد:
سيرت رسول الله (ص) ترجمه آزادى از سيره ابن هشام توسط رفيع الدين اسحاق بن محمد همدانى قاضى ابرقو كه ميانه سالهاى 582 - 623 به فارسى درآمده و به بهترين صورت توسط مرحوم استاد اصغر مهدوى در دو مجلد در سال 1360 به چاپ رسيد. اين متن به مقدار زيادى به سيره ابن هشام نزديك بوده و به همين دليل، از بُعد تاريخى در حد همان ابن هشام يا نزديك به آن قابل اعتماد است.
خلاصه سيرت رسول الله (ص) يعنى خلاصه همان كتاب پيشگفته كه در قرن هفتم هجرى توسط شخصى به نام شرف الدين محمد بن عبدالله بن عمر تلخيص شده و به مقدار يك سوم اصل سيرت رسول الله است. اين كتاب تنها بر اساس يك نسخه كه در كتابخانه سليم آقا در استانبول بوده، توسط اصغر مهدوى و مهدى قمى نژاد به چاپ رسيده است.(2)
سِيَر كازرونى ترجمه‏اى از يك اثر عربى در سيره نبوى دانسته شده است كه به نام المُنتقى فى سيرة المصطفى (ص) ناميده مى‏شده است. اين اثر را المنتقى فى سير مولد النبى المصطفى (ص) و به اختصار مولد النبى (ص) نيز ناميده‏اند. مؤلف آن سعيد الدين محمد بن مسعود كازرونى (م 758) فردى شناخته شده و شرح حال وى در شد الازار و همين طور الدرر الكامنه ابن حجر آمده است.(3) شرحى در اين باره را در ترجمه اين المنتقى كه با عنوان نهاية المسؤؤل فى رواية الرسول توسط عبدالسلام بن على بن حسين ابرقويى چاپ شده است مى‏توان ملاحظه كرد.(4)
اين اثر يعنى سير عفيفى ترجمه ديگرى هم دارد كه نسخه‏هاى متعددى از آن در كتابخانه‏ها (و بيشتر در استانبول) برجاى مانده است. اين ترجمه از فرزند مؤلف با نام عفيف الدين محمد بن مسعود كازرونى است كه آن را در سال 760 يعنى دو سال پس از درگذشت پدر در شيراز به انجام رسانده است. طبعا به نام وى سير عفيفى نامبردار شده است.
منزوى در مدخل ترجمه مولود المصطفى(5) شرحى در باره اين كتاب داده است. بر اساس آن شرح، اين كتاب - برخلاف كتاب فعلى ما - يك روال تاريخى دارد و در چهار قسم، يك دوره سيره نبوى است. از اين كتاب نسخه‏هاى متعددى در دست است و استورى (2/779 - 780) شرحى در باره نسخه‏هاى آن به دست داده است. بر اساس همان مأخذ، از اين كتاب چند ترجمه تركى نيز صورت گرفته و اين نشان از اعتبارى است كه كتاب ياد شده در آناتولى داشته است.
نسخه‏اى از ترجمه فارسى اين كتاب به شماره 3826 در كتابخانه ملك (فهرست: 2 / 144) موجود است كه در سال 899 كتابت شده است.)
به هر روى از اين دست آثار فراوان است. يكى از آنها با نام زلال الصفا فى أحوال المصطفى (ص) نسخه‏هايى در استانبول و روسيه دارد.(6) اين اثر توسط ابوالفتح محمد بن احمد كارتانى (؟) براى ابوالنصر ديباج بن فيلشاه فرمانرواى گيلان در حوالى سال 700 نوشته شده است.
آثار احمدى نمونه‏اى از روايت سيره نبوى به سياق عقايد شيعى است كه احمد بن تاج‏الدين استرآبادى آن را در اوائل قرن دهم و بر اساس متونى چون روضة الاحباب كه آن نيز اثرى در سيره از جمال الدين عطاء الله دشتكى است (و گويا تأليف در 903) نوشته است. به هر روى، داستان فارسى نويسى تاريخ صدر اسلام به ويژه سيره نبوى، داستانى طولانى است. اكنون به سراغ كتاب خودمان برويم.

ترجمه ذُِروَة العُليا فى سيرة المصطفى (ص)
در ادامه آثار پيشگفته، مى‏بايست اثر حاضر را مورد توجه قرار داد. آنچه از مقدمه اين اثر بر مى‏آيد، آن است كه اين كتاب، ترجمه كتابى با نام ذروة(7) العليا است كه گويا تاكنون نسخه‏اى عربى از آن شناسائى نشده است؛ اما به هر حال، بر اساس آنچه در مقدمه و مطاوى كتاب آمده، بايد بپذيريم كه اصل عربى داشته و چنان كه در ادامه خواهد آمد، متعلق يا منسوب به ابوالحسن بكرى بوده است. در مقدمه كتاب چنين مى‏خوانيم:
اما بعد؛ بدان كه بنده كمينه گنه‏كار بهاء الّدين كازرونى گويد كه چون به مطالعه كتاب ذروة العليا فى سيرة المُصطفى - عليه الصّلاة و السّلام - موفق شدم، در خاطرم بازديد شد كه از زبان تازى به زبان فارسى آورم تا مردمانى كه زبان تازى نمى‏دانند بدان منتفَع شوند و بدانند كه مصطفى‏صلى الله عليه وآله و حضرت على‏عليه السلام واصحابه... چه مجاهده كشيده‏اند تا ما به آسانى كلمه شهادت مى‏گوييم.
بر اساس اين مقدمه، نام نويسنده آشكار نيست، اما نام مترجم بهاءالدين كازرونى است است كه اطلاعى از وى در دست نداريم. منزوى نوشته است كه بر اساس آنچه در شرح نسخه آن در فهرست سپهسالار و اياصوفيه آمده، مؤلف بهاءالدين كازرونى است اما ... ...

                        (ادامه مطلب را در اينجا ببينيد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 14:41  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 
 

حسينيه، فاطميه، مهديه، ابوالفضليه، بناهايي مذهبي و منتسب به بزرگان ديني را همه مي‌شناسيم. در اين ميان، حسينيه قدمت بيشتري دارد و در تاريخ معماري ايران اين نام را از قرن نهم هجري در منابع مکتوب مي‌توان يافت.

بررسي پيشينه و گستره کاربرد بناهاي موسوم به "ابواسحاقيه"، منتسب به شيخ ابواسحاق کازروني را در مقاله زير ببينيد:

http://archaeology.ut.ac.ir/1.pdf

(مجله دانشکده ادبيات و علوم انساني، ش ۴-۱۸۶، دوره ۵۹، تابستان ۱۳۸۷)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 16:37  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

عبارات ذيل برگرفته از سيرتنامه منتشر نشده شيخ ابواسحاق کازروني به نام  مرصد الاحرار الي سير مرشد الابرار(تاليف قرن هشتم هجري) است. اين عبارات بازتاباننده تصور زمانه از شيخ ابواسحاق است. نويسنده، رجا محمدبن عبدالرحمن کازروني، از طريق تمثيل در چند وجه، شيخ ابواسحاق ابراهيم کازروني را، از گروه اوليا را با ابراهيم خليل(ع)، از گروه انبيا، تشبيه مي‌کند و مي‌نويسد:

«اول آن‌که ابراهيم خليل به اطعام مأمور و مخصوص بود و ابراهيم بن شهريار نيز به همين منصب مأمور بود؛

لطفا ادامه را کليک کنيد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 9:29  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 
آنچه در پی می آید مقاله تازه ای نیست و پیشتر در منبع ذیل(حوزه-میقات حج - بهار 1374، شماره 11 -) منتشر شده است اما نظر به اهمیت آن در معرفی نقش کازرونی های حرمین شریفین متن کامل مقاله آورده می شود: نقش ايرانيان در حرمين شريفين تأليف : محمد جواد طبسي نژاد ايراني از دير زمان به عنوان نژادي پرجوش و تلاش، فرهنگ دوست و خدمتگزار شناخته شده و به اين صفات معروف است. از اين روست كه در عالم جاي خود را باز كرده و حضور فعالانه و مؤثري داشته اند. هرجا نامي از عمران و آباداني و فن معماري و هنري به ميان آيد، خدمتگزاران و هنرمندان اين خطّه مي درخشند. هرجا سخن از علم و دانش و پيشرفت فرهنگي باشد، ايرانيان مشعلداران آن هستند.و بالأخره هرجا آماري از خدمات اجتماعي داده شود، نام ايرانيان در آن به چشم مي خورد. ناگفته نماند كه حضور اين مردم با فرهنگ و اصيل، در برخي مناطق; همانند حرمين شريفين و عتبات عاليات، بيشتر و جدّي تر بوده است. بديهي است كه دليل آن، چيزي جز عشق و علاقه به حرم امن الهي و تربت پاك و مقدس رسول الله ـ صلّي الله عليه وآله و سلّم ـ و محبت به أهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ نبوده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 23:49  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

بالاخره پس از ساليان دراز کتاب ارزشمند سلم السموات ابوالقاسم کازروني متخلص به قاسمی منتشر شد. سُلّم‌السماوات؛ از گونه كتاب هاي چند دانشي و دانشنامه نويسي است که در اوایل قرن یازدهم نوشته شده است. این کتاب مشتمل بر هفت مرقوم است که پيشتر (۱۳۴۰ ش) تنها مرقوم پنجم آن (بخش تذکره اين کتاب) به کوشش دکتر يحيي قريب توسط کتابخانه مجلس شوراي ملي منتشر شده بود.

کتاب سلم السماوات

 سُلّم‌السماوات

مؤلّف: شيخ ابوالقاسم كازروني،

 تصحیح: عبدالله نورانی

ناشر: میراث مکتوب

سال انتشار: 1387

 

مؤلّف سُلّم‌السماوات شيخ ابوالقاسم كازروني، متخلّص به قاسمي، فرزند شيخ ابوحامد و نبيره شيخ نصرالبيان از فضلا و شعراي قرن دهم هجري و اوايل قرن يازدهم است.  وي در كازرون متولد شد و در شيراز رشد و نمو يافت.

سال تولدش را در سلّم‌السماوات 966 قمري ذكر كرده است.  سال ها در محضر بزرگاني همچون ملاّ حبيب‌اللّه باغنوي مشهور به ملاّ ميرزا جان، افضل‌الدّين محمّد تركه اصفهاني، ملاّ وجيه‌الدين سليمان قاري شيرازي و قاضي عسكر شاه طهماسب شاگردي كرده و از علم و فضل و ذوق آنان بهره مند بوده است.

از او آثاري بر جاي مانده است كه عبارتند از:

سلّم‌السماوات، ديوان اشعار، خطاب الغائبين، النجوم الزاهره در تاريخ منجمان، رساله‌اي در مبدأ و معاد

سلّم‌السماوات از گونه كتاب هاي چند دانشي و دانشنامه نويسي و مشتمل بر هفت مرقوم و هر يك در بحثي است.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 10:50  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 
در کتاب ثمرات القدس من شجرات الانس نگاشته میرزا لعل بیک لعلی بدخشی (م ۱۰۲۲) ذکری از حضور سلسله کازرونیه در هند آمده است:

۴۰۲.

 شیخ نورالدین ملک یار پرُان قدس سره

وی لاری الاصل است و مرید شیخ دانیال خلجی و وی مرید شیخ علی جعفری و وی مرید شیخ ابواسحاق کازرونی و وی تا امیرالمومنین علی کرم الله تعالی وجه. و خدمت وی در عهد سلطان غیاث الدین بلبن به دهلی آمد و ... وفات وی در سنه ثمانین و ستمائه بوده و قبر وی در دهلی است. یزار و یترک.

(از الطاف دوست گرامی حضرت صدرايي خويي )

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 11:14  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

يگانه روزگار، استاد ايرج افشار در آخرين شماره مجله بخارا(شماره 64) نويافته‌اي در باب كازرون را معرفي کرده‌اند. عين مطلب ايشان جهت استفاده كازرون‌دوستان تقديم مي‌شود:

1263 -  فريد احول اصفهاني، شاعر قرن هفتم كه سفري به فارس(قطعاً شيراز) رفته بود و احتمال مي‌رود به كازرون هم سفر كرده باشد، در سه بيت ياد از عدل و آسايشي مي‌كند كه در آن شهر مراعات مي‌شده است. همين مضمون را نديدم كه در باره شيراز يا شهرهاي ديگر به كار برده باشد.

تقوي و انصاف توست آن‌كه كتان را به طبع/ در طرف كازرون مي‌ندرد آفتاب(ص 18)

عدل او جايي است كاندر كازرون بي تار و پود / مي‌شود مهر كتان را رفوگر ماهتاب(ص30)

به عهد عدلش در حد كازرون شب و روز / رفو كنند زتاثير ماهتاب كتان(ص134)

اما مضمون عموم شاعران اين است كه نور ماهتاب كتان را ضايع مي‌كند. در لغتنامه شواهدي از فرخي و خاقاني و نظام قاري(البسه) نقل شده است.

اشاره ضمني شاعر البته به صنعت گسترده پارچه بافي در اين دوران كازرون نيز هست.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:20  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 19:57  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 
 
«شاعران قدیم کرمان» منتشر شد

 کتاب پژوهشی شاعران قدیم کرمان به قلم سید علی میرافضلی توسط نشر کازرونیه در 680 صفحه منتشر شد. در این کتاب، زندگی و شعر 26 شاعر قدیمی کرمان که در فاصله قرن ششم تا هشتم هجری میزیستهاند، بررسی شده است. اغلب این شاعران جزو گمنامان و فراموش شدگان تاریخ ادبیات کرمان هستند. نیمی از شاعران کتاب شاید برای اولین بار است که معرفی میشوند. نمونه اشعار این شاعران، حتی شاعران شناخته شدهای مثل خواجو و عماد فقیه و شاه نعمت الله کرمانی و اوحدالدین کرمانی از نسخههای خطی نزدیک به زمان حیات آنها گرد آمده است. اشعار شاعرانی مثل طیان بمی، شرف الدین مقبل، افضل الدین کرمانی، ناصرالدین منشی و میر کرمانی به این جامعیت و گستردگی درهیچ کتاب دیگری یافت نمیشود و مأخذ من در گردآوری اشعار این شاعران، در وهله اول، نسخههای خطی و عکسی کتابخانههای دانشگاه تهران، ملک، مجلس، موزه ایران باستان و مرعشی و در مرحله بعد، کتابهای تاریخی و ادبی چاپی بوده است.از جمله شاعران این کتاب، میر کرمانی است که در قرن هشتم هجری میزیسته و همعصر خواجو بوده است. در تاریخ ادبیات ایران اثر مرحوم دکتر صفا ازین شاعر یاد شده و یکی از غزلیات نه چندان قوی او نیز نقل شده است. من 95 غزل از میر کرمانی را به علاوه تعدادی از قصاید و ابیات پراکنده او را از ده ـ دوازده منبع مختلف خطی گردآوردهام. تنها نسخه خطی دیوان او که مشتمل بر 8000 بیت بوده است، تا 50 سال پیش در تهران موجود بود و در حال حاضر، محل نگهداری آن معلوم نیست و آن را باید معدوم تلقی کرد. میر کرمانی به همراه خواجو و عماد فقیه یکی از سه ضلع مثلث غزل کرمان در قرن هشتم هجری است.از دیگر شاعرانی که در این کتاب از آنها یاد شده، محمود منور کرمانی، شمس اوحد کرمانی، نجم الدین حسن شهرویه، محمود کرمانی، شمس الملک کرمانی، شمس الدین بردسیری، صدر کرمانی، پادشاه خاتون و چند شاعر دیگر کرمانی است. محمود منور کرمانی از عارفان غزلسرا در نیمه اول قرن هشتم هجری است و 50 غزلی که ازو درین کتاب آمده، تعلق فکری او را به نظریات عرفانی ابن عربی و فلسفه وحدت وجود نشان میدهد.با توجه به اینکه اسامی تعداد زیادی از این شاعران از تذکرهها و کتابهای تاریخ ادبیات فوت شده است، گردآوری اشعار آنها که در واقع بازیابی گنجینه فراموش شده شعر کرمان در دوران سلاجقه، قراختاییان و آل مظفر است نقش مهمی در ترسیم هویت ادبی این منطقه ایفا میکند و هدف آن جبران غفلتی است که در حوزه پژوهشهای ادبی مرتبط با تاریخ ادبیات کرمان شاهد آن بودهایم. نیمی از شاعران این کتاب در کتابهای تذکره شاعران کرمان جایی ندارند و اطلاعات مربوط به تعداد دیگری از شاعران کتاب نیز سرشار از اغلاط تاریخی و ادبی و بعضاً گمراه کننده است. مضافاً آنکه در تذکرههای کرمان، نمونه شعر این شاعران نیز در حد دو تا ده بیت است و جایگاه و پایگاه هر شاعر را نیز معلوم نمیدارد.بی مجامله و شکسته نفسی بگویم: شاعران قدیم کرمان، تا آنجا که من میدانم و دیدهام، با این حجم و دامنه، در حوزه ادبیات منطقهای کار کم سابقهای است. جلد دوم این کتاب که شاعران قرن 9 تا 11 هجری (دوره تیموری و صفوی) را شامل میشود ، در دست تألیف است. (http://amiralavi.persianblog.ir/)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 19:51  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

مطلب ذیل در دو منبع یادشده نقل شده است. اما من تاکنون نمونه‌ای از این مهر را ندیده‌ام. اگر دوستان سراغی دارند، راه بنمایند:

       در 1335 در پی نهضت انقلابی کازرون بر روی تمبرهای احمدشاهی مهر «ملت کازرون » زدند. 

ابراهیم فخرائی سردار جنگل، تهران 1366ص 273 و فریدون نوین فرح بخش،  تمبرهای اولیة ایران، تهران 1379 ص 83 ـ 87.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 11:26  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

متن زير را تذکره مرآت الخيال شيرعلي خان لودي نقل کرده است(ص9). اين کتاب به اهتمام دوست گرامي حميد حسني منتشر شده است.

 

شيخ عبدالله بلياني کازروني ـ قدس الله سره العزيز ـ فرموده:

خداي‌دان باشيد!

و اگر خداي‌دان نه‌ايد، خوددان مباشيد

که چون خوددان نباشيد، خداي‌دان باشيد!

پس فرمود، از اين بهتر بگويم:

خداي‌بين باشيد!

و اگر خداي‌بين نه‌ايد، خودبين مباشيد

که چون خودبين نباشيد، خداي‌بين باشيد.

پس فرمود از اين نيز بهتر بگويم:

خداي باشيد!

و اگر خداي نباشيد، خود مباشيد

که چون خود نباشيد، خداي باشيد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 8:24  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

در کتاب تازه چاپ مرآت الوقايع مظفري، تصحيح شادروان استاد دکتر عبدالحسين نوايي اين چند نکته در باره کازرون عصر مظفرالدين شاه ديده مي شود:

در هشتم رجب 1316ق در کازرون زلزله شديدي شده، خرابي نرسانيد(306).

در ماه شوال 1322ق، در هشت فرسخي شيراز، نزديک کازرون، سيلي شديد آمده و ضرر زياد رسانيده است(730).

در ماه ذي قعده 1323ق در کازرون غلامعلي نام، داروغه سابق، به اتفاق ميرزا عبدالنبي نام، سوار دور خود جمع کرده، در شهر بناي شرارت گذاشتند و مردم را صدمه مي زنند و جمعي را کشته‌اند و به خانه حکومت هم تفنگ مي‌اندازند(923).

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 8:26  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

«منزل رمن گريشمن در بيشابور كه پيشتر به صورت موزه استفاده مي‌شد، به طور كامل تخريب شد. گريشمن باستان‌شناس و ايرانشناس شهير فرانسوي است كه طي سالهاي متمادي اقامت در ايران، پژوهشهاي گسترده و دامنه‌داري در مناطقي همچون سيلك(كاشان)، بيشابور(كازرون)، سرمسجد(مسجد سليمان) و ... انجام داد و آثار محققانه بسياري درباره باستان‌شناسي، تاريخ و فرهنگ ايران نگاشت. او در زمره بزرگترين باستان‌شناسان فرانسوي بود كه با احاطه بر زمينه پژوهشي‌اش سالها پس از مرگ، همچنان تأثيرگذار است. اين خانه كه معماري سنتي و بومي داشت و گريشمن و هيأت همراه او به هنگام كاوشهاي باستان‌شناسي در بيشابور در آن اقامت داشته‌اند، پيشتر به عنوان موزه مورد استفاده بود به تازگي طي اقدامي عجيب، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان فارس با تخريب كامل اين خانه تاريخي، ساختمان جديدي را به عنوان موزه در محل آن در دست ساخت دارد.»

متن يادشده به‌تازگي در آخرين شماره مجله باستان‌شناسي (به همراه دو عكس از بناي ازبين رفته) به مسووليت و سردبيري آقاي شهرام زارع منتشر شده است. اگرچه نوشداروي پس از مرگ است اما دست كم براي ثبت در تاريخ مفيد است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 22:30  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

عضدالدوله ديلمي پس از فتح اصفهان و شکست ابن ماکان در سال 344 هجري قمري به تخت جمشيد مي‌رود و براي ثبت اين پيروزي بزرگ دستور مي‌دهد کتيبه‌اي در کاخ داريوش نقر کنند. وي در عين حال از سر کنجکاوي و براي آگاهي يافتن از متن کتيبه‌هاي تخت جمشيد دستور مي‌دهد کساني را براي قرائت کتيبه‌ها احضار کنند. اين کار توسط دو تن به نامهاي علي بن سري کاتب کرخي و مارسفند موبد کازروني انجام مي‌شود و اين موضوع در کتيبه دوم ثبت مي‌شود. متن اين دو کتيبه که به خط کوفي نوشته شده، چنين است:

بسم الله حضره الامير

الجليل، عضدالدوله، فناخسروبن الحسن سنة اربع

و اربعين و ثلثمائة في منصرفه

مظفراً من فتح اصبهان

و اسره ابن ماکان و کسره جيش

خراسان و احضر من قرا ما في هذه الآثار من الکتابة

کتيبه دوم:

حضره الامير ابوشجاع عضدالدوله _ ايده الله _

في صفر اربع و اربعين و ثلثمايه و قري له ما في

هذه الآثار من الکتابة. قراه علي بن السري الکاتب

الکرخي و مارسفند الموبد الکازروني

 

اين دو نوشته ظاهراً اولين گزارش از قرايت کتيبه‌هاي تخت جمشيد در دوره اسلامي است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 11:44  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

"در كازرون كاردي مي سازند كه آن را كارد شولي مي‌خوانند. شولان در ميان مي‌كنند و در جنگ با يكديگر به ضرب و حرب مشغول مي‌گردند. پس شولي به دكان كاردگري رفت و كاردي از اين جنس فرمود تا براي او ترتيب كند. بعد از چند روز سكّاك كارد بساخت و شول بيامد كه بهاي كارد بدهد.

چون كارد را به دست گرفت گفت: تيغ او كوتاه ساخته‌اي!

استاد سكاك گفت: در حالت جنگ چون به كار بري، گامي پيش نه!

شول به زبان شولي گفت: اي خانه خراب! در آن محل، گامي صد فرسنگ است."

 

امروز حكايت يادشده را در كتاب ارزشمند انيس الناس خواندم كه در سال 1356 به همت استاد ايرج افشار منتشر شده است. اين حكايت نشان از وجود هنر كاردسازي در كازرون قرن نهم هجري قمري دارد كه پيشتر اطلاعي از آن نداشتيم. ضمناً يادآور مي‌شوم كه نام پيشين "نورآباد ممسني" شولستان بوده و وجه تسميه آن سكونت قوم شول در اين منطقه بوده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 19:59  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

 مقبره خواجه عبدالله انصاري در گازرگاه هرات(افغانستان) از قديم الايام يکي از زيارتگاهها و اماکن معتبر اهل تصوف و عرفان بوده است. در رساله مزارات هرات اثر اصيل الدين واعظ هروي از دو مقبره متعلق به بزرگان سلسله کازرونيه نام برده است. متن اين دو مقبره علاوه بر شناساندن دو شخصيت برجسته کازروني، نشان از حضور جدي و اعتبار سلسله مرشديه در اين بخش از دنياي اسلام دارد. هر دو مقبره در شمال ايوان بزرگ پير هرات، بيرون از حياط حضرت خواجه و متصل به ديوار ايوان بزرگ واقع است و به خاک شيخ ابواسحاق مشهور و اطراف آن را به خشت پخته محجر و پنجره نموده‌اند.

در پيشاني هر دو مزار که متعلق به دو پسرعمو است که به فاصله ده سال از يکديگر در گذشته‌اند، دو سنگ مرمر با خط زيباي ثلث منصوب است که خلاصه عبارات آنها چنين است:

توفي شيخ شيوخ الاسلام و المسلمين . . . قطب وقته بالاستحقاق، الشيخ جمال الدين محمد ابواسحاق بن المولي . . . جلال الدين ابوالفتح احمدبن فخرالدين عمر المرشدي الکازروني في يوم الاربعا الثالث عشر من ذي قعده في سنه ثمان و عشرين و ثمان مايه. (چهارشنبه 13 ذي قعده 828 قمري)

 

بر سنگ مزار دوم نيز اين عبارات موجود است:

هذا مرقد الحضرت المخدوم الاعظم، شيخ الشيوخ . . . شارح اخبار سيد المرسلين، جامع المسموع و المنقول، سعيدالدين محمد المکني بابي سعيدبن جمال الدين احمد بن فخرالدين عمر، قد توفي في غره ذي قعده الحرام سنه ثمان و ثلاثين و ثمان مايه.(اول ذي قعده 838 قمري)

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 9:45  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

كهن‌ترين منابعي كه به امان‌نامه پيامبر(ص) در باب خاندان سلمان اشاره كرده‌‌اند به نقل از دوست گرامي، جناب دکتر ترکی كتابهاي  مجمل التواریخ و القصص(تالیف ۵۲۰ ه ق) و تاریخ گزیده حمدالله مستوفی (متوفی ۷۵۰ ه ق) است. منبع ذيل نيز شاهد و روايتي ديگر از اين موضوع و البته ارجاع به منبعي كهنتر در آثار ابوعلي فارمدي(405 – 477ق) است.

محمدبن هندوشاه نخجواني در كتاب ارزشمند "دستورالكاتب في تعيين المراتب" مي‌نويسد: «و در ايام دولت عرب، حرمت و جلالت كتّاب به حدي بوده كه ابتداي هر مثال به نام امام بودي و انتها به نام كاتب. و شيخ بزرگوار ابوعلي فارمدي – قدس الله روحه العزيز در بعضي از تصانيف خود، نسخه عهدنامه‌اي كه به اشارت مبارك رسول – صلي الله عليه و سلم، اميرالمومنين علي – كرم الله وجهه – جهت اقارب و انساب سلمان فارسي – رضي الله عنه – نوشته است و به فارس فرستاده، ذكر كرده است. ابتداي عهدنامه برين موجب است: "بسم الله الرحمن الرحيم. هذا كتاب من محمد رسول الله ... الي آخره. و در آخر  عهدنامه نوشته: كتب علي بن ابي‌طالب بامر رسول الله صلي الله عليه و سلم في رجب سنه تسع من الهجره بمحضر من ابي بكر الصديق و عثمان و انس و المقداد و جماعت من المومنين، رضي الله عنهم. و اين ضعيف كه كي مصنف اين كتاب است، نسخه آن عهدنامه را مطالعه كرده است.»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 0:1  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

دوست دانشمندم جناب شیخ علی صدرایی خویی از سر لطف هرگاه مطلبی در باب کازرون می یابند، در وبلاگ ارزشمندشان نقل می کنند. با سپاس و اجازه از ایشان، این مطلب نقل می شود:

"حاج محمد حسین کازرونی متوفای ۱۳۱۱ش (۱۳۵۱ق) از خیران عهد ناصرالدین شاه قاجار و دوره مشروطیت است که در اصفهان روی در نقاب خاک کشیده و در تخت فولاد آرمیده و روضه اش به تکیه کازرونی معروف است. پژوهشگر محترم محمدحسین ریاحی در باره آثار اجتماعی و فرهنگی وی پژوهشی انجام داده که با نام روضه رضوان مشاهیر مدفون در تکیه کازرونی در اصفهان از سوی کانون پژوهش در سال ۱۳۸۵ش در ۳۶۸ص منتشر شده است."

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 19:39  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

 

عبارت بالا عنوان مقاله اي مشترک است از فيليز چغمن و زرن تانيندي از محققان اهل ترکيه. نويسندگان اين مقاله بر اساس چهل نسخه مصور موجود در موزه توپ قاپي سراي استانبول که همگي در بخش انجامه کتاب نام شيخ مرشدالدين محمد و نسبت مرشدي را ضبط کرده اند، نشان داده اند که در قرن دهم هجري در ابواسحاقيه شيراز که به آستانه، بقعه و مقام مشهور بوده است کارگاهي براي توليد نسخه هاي مصور مشغول فعاليت بوده است.

نکته جالب ديگري که در اين مقاله به آن اشاره شده است، وجود تصويري از رژه دراويش کازروني در مراسم ختنه سوران شاهزاده محمد فرزند سلطان مراد سوم عثماني(حکومت: 982 تا 1004)در کتابي به نام سورنامه است. اين موضوع نشان مي دهد که دروايش کازروني دست کم تا پايان قرن دهم در آن حوزه مشغول فعاليت بوده اند.

اين مقاله در مجموعه اي با عنوان هنر و معماري صفويه، که توسط دوست گرامي خانم شيلا کنبي فراهم آمده و توسط آقاي مزدا موحد به فارسي برگردانده شده است، اخيرا توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسي منتشر شده است.

متن کامل این مقاله تا پايان سال جاري در دفتر پنجم کازرونيه که ويژه مقالات مرتبط با شيخ ابواسحاق و سلسله مرشديه خواهد بود،  منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10:40  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 

نقش برجسته پري شو

اوايل فروردين‌ماه سال 1385،  به روال گذشته و سنت گشت و گذار خانوادگي در مناطق مختلف منطقه سرسبز كازرون، از مسير روستاي شمالي درياچه، (روستاي شهرنجان) به سمت روستاي پريشان رفتيم. با دقت نظر برادر گرامي‌ام استاد طاهر شيخ الحكمايي، و در كنار صخره‌اي مشرف به درياچه، نقش برجسته‌اي كهن را يافتيم كه تا آن‌زمان معرفي نشده بود. (لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 18:20  توسط عمادالدين شيخ الحكمايي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

 
کتابهاي کازرونيه
جواد بهنامي
بنچاق
سید محمدعلی آل مجتبی
قاسم صرافان
فرهنگسرا
منوچهر مظفریان
قاسم مرادی
علی رضا قزوه
کوچه
نصرالله مردانی
محسن پزشکيان
کشکول
مرد رند
عباس عاشوري نژاد
مهدی تقی نژاد
علی صدرایی خوی
محمدرضا ترکی
سیدعلی میرافضلی
کاتبان
بابونه
وقایع ابن محمود
فرزاد بحرانی
محسن عباسپور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
کازرون نوشت(وب گروهی)
کتابخانه کازرون
چهره هاي كازرون
گردشگري کازرون
ميراث فرهنگي کازرون
شعر کازرون
انجمن ادبی کازرون
عکسخانه کازرون
توابع کازرون: (1. دوان)
............... (دوان 2)
............... 2. کمانکشي
............. 3. کنارتخته
............. 4. کاسکان
............. 5. دوسيران
..............6. شاپور
هفته نامه بیشاپور(آرشيو)
هفته نامه بيشابور
شهر حماسه
شهداي کازرون
جغرافیای طبیعی کازرون
وب / سایتهای کازرون
کازرون نما
كازرون آنلاين
کازرون نيوز
نورآباد ممسني(پرنيان هفت رنگ)
ايل قشقايي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
محمد رهباني

 

Free Web Counter
بازديد شده